نگاهم کن
بیا بازم نگاهم کن که با چشم ِ تو ثابت شم
منو می سازه عطر ِِ تو، بگیرش تا خرابت شم

نگاهم کن تا چشمای تو اینبار
من ِ ویرون و از آهن بسازه
بیا دستاتو قبله م کن که بازم
بپیچم سمت ِ تو تا جاده بازه
نگاهم کن از این ویرونه انگار
یه ترسی توی دنیا پا گرفته
یه ترس ِ نیمه کاره تا به امروز
جلو چشماتو با ابرا گرفته
بذار چیزی تنم باشه که یک شب
فقط یک شب به این گرمی بمونی
باید این غصه ها خوابت کنن تا
منو هم درد ِِ کابوست بدونی؟؟
چشات وقتی بگیرن داغ ِ داغن
مث ِ خورشیدی که هم خواب ِ ماه ِ
نگاهم کن که من برگردم از راه
آخه تنها تو چشمات رو به راه ِ
فقط چشمای تو این حس و داره
که خورشید و بذاره رو به روشو
بگیره، کلِ دنیا یخ ببنده
بتابه تا بریزه آبروشو
بذار چیزی تنم باشه که یک شب
فقط یک شب به این گرمی بمونی
باید این غصه ها خوابت کنن تا
منو هم درد ِِ کابوست بدونی؟؟
میثاق بوالحسنی
10 / 8 / 1388
پ.ن۱ : نخستین نشانه ی اینکه رویاهایمان را از دست داده ایم "تنگی ِ وقت" است
دومین نشانه ی مرگ رویاهایمان "قطعیت" است
و سومین نشانه ی اینکه رویاهایمان مرده اند "آرامش" است
پ.ن ۲ : این ترانه را می توانید در بنیاد ترانه ترانه هم بخوانید
پ.ن ۳ : ....








